تبليغاتX

.::هری پاتر ودیگر هیچ::.

به گزارش سایت IMDB به نقل از استودیو یونیورسال، پوستر رسمی و نحوه تبلیغات یونیورسال برای فیلم "سیرک عجایب : دستیار یک شبح" اعلام شد.در این پوستر که در زیر شاهد آن هستید تصویر بزرگی از دارن شان نمایش داده شده است که به سنگ قبر خود تکیه داده است و در پشت سر او در فاصله ای نزدیک تصویر لارتن کرپسلی و کمی دورتر از آن تروسکا زن ریش دار و مرلو (شبح واره دیوانه) قابل مشاهده هستند.از آنجایی که مرکز توجه طراح پوشتر کریس ماگنولیا بوده است، طراحان تلاش کرده اند تا از شهرت سلما هایک (تروسکا زن ریش دار) و جان سی رایلی (آقای کرپسلی) و حتی ری استیونسون (مرلو شبح واره دیوانه) نیز استفاده کنند و به همین دلیل تصاویر آن ها نیز در پوستر رسمی فیلم درج شده اند.

ادامه خبر را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هری پاتر در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 17:9 |
آنان که طرفدار دارن شان هستند شاید متن زیر بسیار خاطره انگیز باشد.منبع متن در اول متن آمده است.

معرفی/کتاب سیرک عجایب/فصل اول به قلم دارن شان

من در دست شویی مدرسه بودم و داشتم با خودم آواز می خواندم.شلوارم را بالا کشیدم . تقریباً آخر کلاس انگلیسی بود که فکر کردم حالم بد است.معلممان ، آقای دالتون ، خیلی تیز است و این جور وقت ها می فهمد که آدم راست می گوید یا فقط می خواهد از کلاس بیرون برود.وقتی دستم را بالا بردم ، یک نگاه به من کرد ، سرش را تکان داد و گفت که حالت خوب نیست؛برو دستشویی.بعد ادامه داد:«دارن،هر چیزی که اذیتت می کند بگذار کنار.بقیه تکالیفت را هم در کلاس بگذار و برو بیرون.»

    کاش همه معلم ها مثل آقای دالتون آدم را درک کنند!

بالاخره حالم به هم نخورد؛ولی چون هنوز حالت تهوع داشتم ، در دستشویی ماندم.یک دفعه زنگ خورد و بچه ها با هیاهو به حیاط هجوم آوردند.زنگ ناهار بود.می خواستم پیش بچه ها بروم.ولی اگر آقای دالتون من را به آن زودی در حیاط می دید ، ممکن بود فکر کند که الکی گفته ام حالم بد است.آقای دالتون اخلاق خاصی دارد.اگر به او کلک بزنیم ، در ظاهر عصبانی نمی شود ، بلکه کاملاً  ساکت می ماند،اما یک مدت با آدم حرف نمی زند.و این خیلی بدتر از آن است که سر آدم فریاد بکشند.

بقیه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هری پاتر در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت 17:7 |

The Vampire’s Assistant

The Vampire’s Assistant
نام فیلم: سیرک عجایب؛دستیار یک شبح(The Vampire’s Assistant)
حجم: ۴۸ مگ
بازیگران: John C. Reilly, Ken Watanabe, Josh Hutcherson, Chris Massoglia, Ray Stevenson
کارگردان: Paul Weitz
ژانر: اکشن ماجراجویی، مهیج
تاریخ اکران: ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹

دريافت (دانلود) تيزر تريلر 

+ نوشته شده توسط هری پاتر در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 22:9 |

برای دیدن بقیه تصاویر بروی ادامه مطلب کلیک نمایید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هری پاتر در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 0:36 |
آنان که طرفدار دارن شان هستند شاید متن زیر بسیار خاطره انگیز باشد.منبع متن در اول متن آمده است.

معرفی/کتاب سیرک عجایب/اولین متن به قلم دارن شان

من همیشه از عنکبوت ها خوشم می آمد وقتی بچه بودم،آنها را جمع می کردم.من ساعت های زیادی را صرف کندوکاو در آلونک قدیمی ته باغمان می کردم و زل زدن به تار عنکبوت ها ، در کمین یکی از این غارتگران هشت پا می نشستم.وقتی یکی از عنکبوت ها را را پیدا می کردم،آن را به خانه می آوردم و توی رخت خوابم ولش می کردم.

    مادرم از دست من دیوانه می شد!

معمولاً عنکبوت ها فقط یکی دو روز بیرون می آیند و دیگر پیدایشان نمی شود.ولی بعضی وقت ها آنها کمی بیشتر بیرون می مانند.یک بار یکی از آنها بالای تخت من یک تار درست کرد و یک ماه رویش نشست و نگهبانی داد.آن روزها،هر بار که می رفتم بخوابم ، با خودم فکر می کردم که شاید عنکبوت پایین بیاید ،توی دهانم برود،سر بخورد و از گلویم رد شود و در شکمم یک عالم تخم بگذارد ؛بعد هم بچه عنکبوت ها از تخم بیرون بیایند و مرا زنده زنده بخورند.

   وقتی بچه بودم،خیلی خوشم می آمد که از چیزی بترسم.

وقتی نه ساله شدم،مامان و بابا یک رتیل کوچک به من دادند.آن رتیل خیلی بزرگ نبود ،سمی هم نبود؛ولی بزرگترین هدیه ای بود که تا آن موقع گرفته بودم.هر روز صبح با آن رتیل بازی می کردم و هرچیزی که به آن می دادم،می خورد:مگس،سوسک و کرم های کوچک.آن رتیل همه چیز را خرد و خمیر می کرد و می خورد.

اما یک روز من یک کار مسخره کردم.در یک کاریکاتور دیده بودم که یک حشره توی جاروبرقی رفته بود،ولی کیسه آن گیر کرده و چیزیش نشده بود.آن حشره،کثیف  و بسیار عصبانی از جارو برقی بیرون آمده بود.این برایم جالب بود؛آن قدر جالب بود که هوس کردم خود آن را امتحان کنم.پس همین کار را با آن رتیل بیچاره کردم.خوب،معلوم است که همه چیز مثل آن کاریکاتور  پیش نرفت.رتیل من به محض این که به درون جاروبرقی رسید،تکه تکه شد.من خیلی گریه کردم.ولی برای گریه کردن دیر بود.همبازی عزیزم به خاطر اشتباه من مرده بود و دیگر از دست من کاری برنمی آمد.

مامان و بابا وقتی فهمیدند که من چه کار کرده ام ، کلی داد و بیداد راه انداختند.آخر،آن رتیل خیلی قیمت داشت.آنها گفتند که به خاطر این بی مسئولیتی احمقانه،دیگر اجازه ندارم حتی یکی از عنکبوت های باغمان را هم نگه دارم.من قصه ام را با این ماجرا شروع کردم تا بدانید که آن روزها چه قدر عنکبوت ها را دوست داشتم و چرا برای به دست آوردنشان خود را به آب و آتش می زدم.

 قصه من در واقع ، شرح یک کابوس است؛یک کابوس دنباله دار!

اما یک نکته مهم :اسم واقعی من «دارن شان» نیست.اسم خواهرم،دوستانم و معلم هایم ، همین طور اسم شهرم ، کشورم بقیه نشانه هایی که در این داستان می بینید و می خوانید هم واقعی نیستند.به هر حال معرفی و مقدمه چینی تا همین جا بس است.اگر حاضرید ، شروع کنیم.البته اگر این داستان مثل همه قصه های تخیلی دیگر بود،حتماً در شبی توفانی ، با هوهوی جغدها و سروصدای عجیب زیر تخت شروع می شد.اما چون قصه من با بقیه فرق دارد،از جای دیگری شروع می شود:

از دست شویی مدرسه.

+ نوشته شده توسط هری پاتر در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 0:19 |
اینجا می توانید تمامی سری کتابهای این مجموعه را با لینک مستقیم در ادامه مطلب دانلود نمایید...

دانلود تمامی کتاب ها در ادامه مطلب....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هری پاتر در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 3:5 |

دارن اوشاگنسی که همه او را به نام دارن شان میشناسند یک ایرلندی انگلیسی الاصل است. او در دوم جولای سال 1972 در شفاخانه توماس لندن که به امتداد رودخانه پارلمان و ستمینستر واقع است به دنیا آمده است. او تا مدتی در جنوب شرقی لندن نزدیک الفنت وکسل زندگی میکرد. او در سن شش سالگی همراه با والدین و برادر کوچکترش به لیمریک ایرلند نقل مکان کرد و برای همیشه در آنجا زندگی کرد. دارن تحصیلات ابتدایی را در آسکیتون، مکتبی که مادرش آنجا تدریس میکرد آغاز کرد. کالج را در کپسوود واقع در پلسکنری آغاز نمود. سپس برای مطالعه در رشته جامعه شناسی و انگلیسی در کالج روئهمپتن به لندن بازگشت. قبل از اینکه دارن یک نویسنده تمام وقت بشود به مدت دو سال برای شرکت تلویزیون کابلی در لیمریک کار کرد. با اینکه دارن همیشه میخواست یک نویسنده بشود ولی فقط در اوقات فراغتش مینوشت. او اولین ماشین تایپش را ...

بقیه بیوگرافی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هری پاتر در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 2:31 |

من حقیقتا یک هری پاتری سرسخت هستم و هیچ وقت هم از هری پاتر دست نخواهم کشید و این بخش تنها برای طرفداران بی شمار دارن شان اضافه شده است و امیدوارم بتوانم این پدیده ی جهانی را به خوبی در وب سایت تبلیغ بنمایم.منتظر فایل های دارن شان از جمله کتاب هاو جدیدترین اخبار آن در این وبلاگ به صورت تخصصی باشید.در آینده دیگر کراکترهای دنیای فانتزی به این وبلاگ اضافه خواهد شد.

+ نوشته شده توسط هری پاتر در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 2:12 |
کلیه حقوق مطالب، عکس ها، ویدیوها و بقیه بخش های این سایت، مربوط و متعلق به وب سایت هری پاترو دیگر هیچ می باشد.
هر گونه کپی از محتوی فوق، با ذکر منبع بلا مانع است.
JavaScript Codes JavaScript Codes